ابراهيم عاملي ( موثق )
27
تفسير عاملي ( فارسي )
جنباندن و تحريك كردن و بلند كردن . ترجمه : 44 تو كه نبودى و نديدى آنگاه كه از سوى مغرب بموسى فرمان داديم و پيغمبرش كرديم 45 و 46 و روزگارها بر آن گذرانديم و مردم آن دوران زندگى دراز كردند . و هم تو در ميان مردم مدين نبودى كه آيات ما براىشان بخوانى [ و از سرگذشت آنها خبردار شوى ] و نيز تو در كنار طور نبودى آنگاه كه موسى را آواز داديم [ و به گوش او صدا رسانديم ] ليكن ما پيغمبرها فرستاديم چنان كه رحمتى از سوى خداى تو به تو رسيد كه پيغمبرت كرديم تا [ اين سرگذشت ها را بدانى و ] خبردار كنى آن مردم را كه پيش از تو كسى آنها را بيم و نويد نداده و تربيت نكرده تا شايد بانديشه ى كار خود باشند 47 و اگر بدنبال بد كارى خود گرفتار شوند بهانه اى نباشد كه بگويند : چرا پيغمبر نفرستادى تا پيرو آيات تو شويم و از مؤمنين باشيم ؟ 48 ولى چون حقّ و حقيقت از سوى ما براىشان رسيد گفتند : چرا مانند آنچه بموسى دادند ، به او [ كه ادّعاى پيغمبرى مىكند ] ندادهاند ؟ [ البتّه اين بهانه است ] مگر آنها با اينكه موسى اينها را داشت منكر او نشدند و نگفتند : دو جادوى نمايان است و ما منكر همه ى آنها هستيم ؟ 49 [ تو در برابر اين فكر و سخن كافران ] بگو : اگر راست ميگوئيد شما كتابى از سوى خداوند بياوريد كه از قرآن بهتر راهنمائى كند تا من پيرو آن شوم . 50 اگر اين سخن نپذيرند و نياورند بدان كه پيرو هواى نفس خويشند [ و از هواى نفس خود سخن ميگويند ] و البتّه آنكه پى هوا و هوس برود و رهبرى و هدايت خداوندى را نپذيرد گمراه ترين مردم است و خداوند چنين گمراهان و ستمكاران را كه به خود ستم ميكنند هدايت نخواهد كرد 51 [ لكن ما گفتار پند و هدايت را از آنها قطع نكرديم ] و البتّه سخنى بسخنى پيوستيم [ آيات را پى در پى فرستاديم ] تا شايد به ياد حقّ باشند و خود را اصلاح كنند 52 چنان كه به آن مردمى كه پيش از اين قرآن كتاب آسمانى داديم قرآن را پذيرفتند 53 و چون آن را براى شان ميخوانند ميگويند پذيرفتيم كه حقّ است